تبلیغات
دانشجویان پرستاری یزد - آنچه در ترم3 گذشت....
 
درباره وبلاگ


هر کجا هستی خدا یار تو باد
خالق هستی نگهدار تو باد
بر سر راهت نیفتد خار غم
این جهان پیوسته گلزار تو باد
خوش آمدید.

مدیر وبلاگ : حسین زارع
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پرستاری یزد
ورودی 90




به نام خدای بزگ...

سلام به...
...
 
گذشت....

اتفاقات خوب:

از اتفاقات خوب این ترم میشه به ازدواج خانم ها حبیبی راد و زارع بیدکی و... اشاره کرد!

(آقایون که به اعتقاد بعضی از کارشناسان جادو شدن و بختشون بسته شده مثل اینکه قصد دارن زمانی ازدواج کنند که برای زنشون هم شوهری کنند و هم پدری!!!!!!!!!!!! ) بیخیــــــــــــــــــــال....

البته از دیگر اتفاقات میمون این ترم تولدات متفاوت این ترم بود:

تولد سه نفره خانم امینی در خوابگاه:


تولد اندکی بیشتر نفره خانم ذوالفقاری در مدرسه:

و تولد خانم بایسته:

شرمنده....... آقایون هم خیلی دوست داشتن تولد بگیرند ولی اکثریت یا نیمه های شب دنیا اومدن یا تو رمضان یا عده ای در وقت اضافه دنیا اومدن و عده ای هم به صورت آزمایشی روی زمین زندگی می کنند و قراره اگر کاراییشون خوب بود به صورت انبوه تولید شوند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تغذیه در کلاس:

در طول ترم خواهران و برادران دانشجو از هر فرصتی برای انار قاپیدن استفاده میکردن!!!! سر کلاس دهان ها بیش از ظرفیت موجود تا مرز خفگی پر از انار میشد و گاهی اوقات بعضی ها از بینی هاشون برای ذخیره استفاده میکردن!!!!!!!!! آخر سر صورتهای کثیف و اناریشون رو یا با چادر و لباس همدیگه پاک میکردن یا زبونشون رو تا جایی که راه داشت (گاهی وقتا تا روی دماغشون) دراز میکردن و هم هر چی جا مونده بود رو میخوردن و هم صورتشون پاک میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و اینم آخر عاقبت آشغال ها:

خانم ملاحسینی و مندگاری آخرای ترم شبیه لواشک و ترشک شده بودن!!!! آقایون آخر کلاس هم واقعا شبیه هیچ محصولی نبودن چون هر چیز از هر جایی می رسید میخوردن و فقط مونده بود لنگه کفششون رو بخورند!!!!!!!! حاج آقای کلاس که ترم پیش به تاریخ انقضا اعتقاد داشت این ترم فقط میخورد... فقط میخورد.... بیخیال تاریخ اینا همش سوسول بازیه!!!!!!!!!!!!!

امـــــــــــــــــــــا....

کلاس ایشون بسیار مفید بود و تمرین خوبی بود برای لحظه مرگ و شب اول قبـــــــــــر!!!!!!!!!!!! آخه حالا ما هم تجربه دیدن عزرائیل داریم و هم فشار سنگین قبر.....

استاد وقتی خنده می کرد انگار یکی کلید رگبارش رو میزد آخه می رفت روی رگبار توهین و ته حرفش این بود: شماها هیچی نمی فهمید!!!! شماها خنگید!!!!!!!! شماها منگلید!!!!!!!!! شماها.... (از کجا فهمیده بود؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!)

استاد کریم الله به راحتی کلیه مدارک و مدارج حاج حسین رو می برد زیر سوال!!!!!!!! (آخه استاد محترم این حاج حسین ما که برای خنده کلش <منظور سر مبارکشون> کچل نشده، بیچاره از بس درس خونده!!!!!!!!!! ) البته خانم ها میراحمدی و عربزاده و امینی و امامی و آقای توکلیان و در راس همه حاج حسین عزیز به وفور توسط استاد ضایع شدند!!!!!!!!!!! حامد آقا هم که .....

آخر سر هم که از کلاس 50 نفره حدود 20 نفر امتحان ندادن و بقیه هم که دادن هنر نکردن فقط پاس کردن!!!!!!!!!!!!!!!!

زبان عمومی:

عجـــــــــــب درس شیرینی!!!!!!!!!! مثل اینکه این استاد محترم قرار نیست بفهمه که این کلاس ورودی 90ها قرار نیست زبان انگیــــــــــــلیسی یاد بگیرند!!!!!!!!! مگه زوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه خانم مندگاری خیلی زبانش خوب شده بود به جای رفرنس میگفت رفلکس و خانم ملاحسینی هم  اشاره به شوفاژ میکرد میگفت این شومینه روشنه!!!!!!!!!!!! چرا با بچه های مردم اینکار میکنید؟؟؟؟؟!!!!! 4روز دیگه فارسی هم یادشون میره دوباره یکی باید بیاد فارسی یادشون بده!!!!!!!!!!!!!

کلاس مادر ونوزاد: 

از اسم درس معلوم بود که قراره چه چیزهایی بحث شود!!! زایمان، بارداری، طفل و مادرش و نه نه آغــــــاش و سایر بستگانی که در فرآیند بارداری و زایمان نقش دارند حتی شما دوست عزیز............

 عجیب اینجا بود آقای یوسفی و ایار این همه اطلاعات رو از کجا آورده بودن که سر این کلاس اینقدر حاضر جواب بودن نکنه خدایی نکرده سابقه ی............ (استغفرالله..... خدا لعنت کنه شیطون رو چه فکرایی!!!!!!!!!!!!!!!) آخه آقای یوسفی که سر همه کلاسها تو عالم خودش بود، سر کلاس مادر و بچکش 4تا چشم داشت، 4تا دیگه چشم و گوش هم قرض میکرد و هــــــــــای گوش میکرد هــــــــــای گوش میکرد!!!!!!!!!!!

یــــــــــــــــادآوری:

1 – یادتونه تو لیست نمرات استاد کریم الله از اسم آقای تحیتی فاکتور گرفته شده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

(خب حتما استاد محترم، جووون به این رعنایی رو ریز دیده بود!!!!!!!!!!!)

2 – یادتونه استاد کریم الله چقدر تاکید کرد که نمایندتون رو عوض کنید و ما غفلت کردیم!!!!!!!!!!!!؟؟؟

(بیایید به هم قول بدیم اگه این ترم یه استادی گفت نمایندتون رو بندازید بیرون به حرف اون استاد گوش کنیم ضرر نمی کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

3 – یادتونه استاد میرغنی زاده چقدر گیر داده بود به خانم میراحمدی که بگو بی تو هرگز!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

(چه حرفا!!!!!!!!! بی تو هرگز............... با تو عمرا!!!!!!!!!!!!!)

4 – یادتونه خانم عربزاده یه دفعه که سر کلاس هندزفری تو گوشش بود وقتی استاد اسم آقای زارع رو خوند ایشون همینجور الکی دست را با نهایت اعتماد به نفس بالا آوردن و حاضری زدن؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! 

(پیــــــــــــــــــش میاد دیگه!!!!! وقتی فامیل ها نزدیک به هم باشه اینجور میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!)

5 – یادتونه وقتی استاد خاوری از معیارهای ازدواج آقایون پرسید، آقای حاجی حسین فرمودند: زن خوب اونیه که آدم باشه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

(چه کم توقع!!!!!!!!!!! آدم باشه.......!!!!!!!!!!!!!! از اولش هم زنها........ بیخیال از جونم که سیر نشدم این حرفها بزنم!!!!!!!! حاج حسین بگرد، ناامیدی مانع پیشرفته ولی یادت باشه رویا پردازی هم دیوونگی میاره!!!!!!!!)

6 – یادتونه خانم شاهدی سر کلاس زبان با فشار جو، انگلیسی حرف زدنشون گل کرده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

(ما که انگلیسی نمیفهمیدیم هر چی گفتید، گفتید!!!!!!!!!! امیدوارم فحش نداده باشید!!!!!!!!!! فردوسی کجایی ببینی که هر چه زحمت کشیدی در این سال سی ، که زنده نگه داری زبان پارسی،مفت نمی ارزید آخه اینقدر نمیفهمیدی انگلیسی کلاسش بیشتره؟؟؟؟!!!!!!!!!)

7 – یادتونه آقای توکلیان در حالیکه وسط کلاس فارما آروم راه میرفت، توسط استاد کریم الله ضایع شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

(خب استاد نمی دونست این آقا کلا صحنه آهسته پخش میکنه!!!!!!!!!!!!!!!)

8 – یادتونه موقعی که پای استاد توانگر شکسته بود، آقای یوسفی خیر شده بود و به استاد کمک میکرد تا از پله ها بالا بره؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

(آقای یوسفی!!!!!!!!!! کمک رایگان!!!!!!!!!!! میـــــــــشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر کنم تو راه که دست پشت استاد میگذاشت کل جیبهای استاد رو خالی میکرد!!!!!!!!!!!!!)

9 – یادتونه استاد کریم الله به آقای سعید زارع میگفت تو محشری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

(تو محشری ترانه قشنگی بود!!!! خوبه حالا نخونده آهویی دارم خوشگله!!!!!!!!!!!)

10 – یادتونه دست خانم امینی بین صندلی و دسته صندلی گیر کرد و وسط کلاس چه صدایی داد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

(دست رو نمیگمه، خود خانم امینی صدا داد!!!!!!!! ولی من که میگم یه کسی دست خانم امینی رو دندون یا همون گاز گرفت!!!!!!!!!!!)

11 – یادتونه آقای میرجلیلی تا استاد کریم الله رو میدید زبونش بند میرفت!!!!!!!!!!

(حق داشت بنده خدا این چشمای ترسناک رو هر که ببینه زبون که هیچی خیلی چیزای دیگه هم بند میره!!!!!!!!!!)

12 – یادتونه درس میخوندیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

(مطمئنم این یکی رو یادتون نیست!!!!!!!!!! چون این افسانه ای بیش نیست و هرگز وجود نداشته مگر در خواب و رویا!!!!!!!!!!!!!!)

13 – یادتونه خانم مندگاری برای مراسم انار خوری کل کارد و چنگال خونشون رو میاورد کلاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

(چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعضی کارها میکنید که جایی برا توضیح نمیگذارید!!!!!!!!!!!!! بیخیـــــــــــال!!!!!!!!)

14 – یادتونه کلاس استاد میر غنی زاده اولاش چه بوی دلی میومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

(آخر کار فهمیدیم بوی دل و کباب نبوده، خر داغ میکردن!!!!!!!!!!!!!!)

15 – من دیگه چیزی یادم نیست، شما یادتونه بفرمایید!!!!!!!!!!!!

تمـــــــــــــــــــــام:

اینا یه سری چیزها بود که از ترم سه یادم بود و گفتم در خاطرات وبلاگی ثبت بشه!!!!!!!!!!! و در پایان ترم هم خانم نبیری با یک خداحافظی مختصر از ورودی 90ها جدا شد!!!!!!!!!!! گرچه توی ترم4 واقعا با نبود خانم نبیری جای خالی ایشون حس خواهد شد اما امیدواریم و آرزومندیم که هر جا هستند موفق و شاد و سلامت باشند!!!!!!!!!!!!!! انشاالله در ترم 4 بیشتر در خدمت هم هستیم!!!!!!!!!!!!

خودت را وقف دوست داشتن دیگران کن! خودت را وقف آفریدن چیزی کن که به تو معنا و هدف بدهد!!!!!!!!!

                                                پایان- پیروز باشید





نوع مطلب : هفته نامه، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 بهمن 1391 :: نویسنده : عباسعلی خادمی
نظرات ()
پنجشنبه 23 شهریور 1396 20:17
I feel that is among the so much vital info for me. And i'm happy studying your article.
But want to statement on few general things, The web site
style is great, the articles is actually nice : D. Good
task, cheers
یکشنبه 12 شهریور 1396 21:59
Hi! I just wanted to ask if you ever have any issues with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing months of hard work due to no backup.
Do you have any methods to prevent hackers?
سه شنبه 17 بهمن 1391 00:25
سلام.یادتونه بعضیها از ترس اینکه استاد کریم الله نپرستشون سرکلاس بودن و غیبت میخوردن!!!
عباسعلی خادمی
سلام به...
بله شما هم یادتونه؟؟؟ آفرین خانم... کسی دیگه هم اگه چیزی یادشه عرض کند!!!!!
ممنون! موفق باشید!
سه شنبه 17 بهمن 1391 00:13
سلام.منم با نظر هم کلاسی موافقم.بعضیها دیگه سرکلاس بیماریهای روان شورشو در میاوردن.اگه خیلی جرات داشتید سر کلاس داروشناسی نفس میکشیدید!!!
رفتار هر فرد نشانه شخصیتشه!
قصدم توهین به کسی نیست.متشکرم
عباسعلی خادمی
سلام به...
به هر حال هر کس یه شخصیتی داره! یکی شلوغ یکی آروم! به نظر من هم اگر این ترم یه کم مراعات کلاس استاد توانگر بشه بهتره چون بنده خدا خیلی فشار رو خودش میاورد که اوقات تلخی نکنه! اما همچنان امیدواریم این ترم از بهترین ترمها باشه! ممنون از نظرتون!
موفق باشید_ یاعلی مدد
دوشنبه 16 بهمن 1391 21:54
هفته نامه ی جالبی بود. کلی خندیدم
ولی ای کاش که تموم این شوخی ها و تفریحات سر کلاس و بیرون از اون واسه ی کسی ناراحتی ایجاد نکنه،منظورم تفریحاتی هست که عده ای سر کلاس استادانی مثل استاد توانگر انجام می دادند که شاید موجب شادی و تفریح عده ای از بچه های کلاس می شد ولی واقعا زشته که یک دانشجو سر کلاس درس هر چند که خسته کننده باشه چشم در چشم استاد لواشک و... بخوره .این کار واقعا استاد( حالا اصلا استاد هیچی)و بعضی از بچه های کلاس رو ناراحت می کرد.
عباسعلی خادمی
سلام به....
ممنون!!!!!!!!!!!!!!
دوستان شاید میخواستن اصل صداقت را رعایت کرده باشن و آشکارا چیزی میخوردن که هیچ چیز برای مخفی کردن نداشته باشن وگرنه مطمئنا قصد ناراحت کردن استاد و دوستان رو نداشتند!!!!!!!!! ولی وقتی قیافه بعضی ها تو اون لحظات یادم میاد خندم میگیره!!!!!!! انشاالله که این ترم رعایت میشه!!!!!!!!! ممنون از نظرتون!!!!!!!!!!
یاعلی مدد
دوشنبه 16 بهمن 1391 19:44
سلام.با شماره 14 کاملا موافقم!
نماینده کلاس بسیار عالیه.حداقلش از قبلیها خیلی بهتره.من از طرف بچه های کلاس ازشون تشکر میکنم.
عباسعلی خادمی
سلام به....
فقط در مورد نماینده که این پایینا هم گفتم من بارها از نماینده محترم کلاس تشکر و قدردانی کردم از طرف همه و این فقط جزیی از مطلب بود و مثل بقیه مطلبهای بنده اصلا نباید کسی به دل بگیره!!!!!!!!! ممنون!!!!!!!!!!
موفق باشید
دوشنبه 16 بهمن 1391 19:02
سلام.مطالب جالبی بود دستتون درد نکنه.سوتیهای کلاس تنظیم خانواده یادتون رفت بنویسید!!!
عکس دکترم با دوچرخه خیلی باحاله!!
عباسعلی خادمی
سلام به...
گفتم ترم سه من زیاد در جریان ماجراها نبودم ولی فکر نکنم کلاس تنظیم خانواده چیز خاصی داشت!!!!!!!!!!!! توی این وبلاگ خودمونی فکر کنم با اسم خودتون نظر بدید مشکلی نباشه به هر حال ممنون!!!!!!!!!!!!
یاعلی مدد
دوشنبه 16 بهمن 1391 18:17
سلام خوشم میاد که خوشت میاد . . .
عباسعلی خادمی
سلام به...
چرا بدون اسم!!!!!!!!!!
ممنون!!!!!!! موفق باشید
دوشنبه 16 بهمن 1391 17:23
سلآم علیکم ورحمه الله و برکآته
آفرین

خوب بود
ایشآلآ ی جشن تولد خودم البته قبل افطآر

خآنم نمآینده رآس میگه چ سودی میبری? نمآینده از این فعآل تر کجآ پیدآمکنی

موفق و موید و منصور و ... بآشید
عباسعلی خادمی
سلام به...
شما تولد بگیر نصف شب هم باشه ما میاییم!!!!!!!!!!!!!!
در مورد نماینده توضیح دادم!!!!!!!!!!!!!
اینایی که گفتی هم خودت باشی!!!!!!!!!!!!!!
دوشنبه 16 بهمن 1391 15:53
مگه من چیکار کردم که از بیرون انداختن من سود می برین؟؟؟؟؟
عباسعلی خادمی
سلام به...
امیدوارم از لحن نوشتن ناراحت نشده باشید چون واقعا این شوخی بود نه جدی!!!!!!!!!!!!!!!!
جواب نظر خصوصیتون رو آشکارا میدم: ترم سه خودم زیاد در جریان ماجراهای کلاس نبودم پس واقعا بیشتر از این نمیتونستم بنویسم!!!!!!!!!!!! در مورد بقیه نظرتون هم عرض کنم که مطمئن باشید ترم 4 هفته نامه ها جالبتر خواهد بود و به قول شما با لحن ملایم تر!!!!!!!!!!!!!!!!! به هر حال از همه جهت از شما ممنون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
موفق باشید!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر