تبلیغات
دانشجویان پرستاری یزد - گاهنامه کلاس
 
درباره وبلاگ


هر کجا هستی خدا یار تو باد
خالق هستی نگهدار تو باد
بر سر راهت نیفتد خار غم
این جهان پیوسته گلزار تو باد
خوش آمدید.

مدیر وبلاگ : حسین زارع
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پرستاری یزد
ورودی 90




به نام حضرت دوست...

گاهنامه کلاس

این گاهنامه بمناسبت شروع ترم 6 آماده شده است. این گاهنامه شامل مروری کوتاه به امتحانات ترم5 و هفته اول ترم6 است.

بخش اول:

1 – امتحان اول داخلی جراحی بود با کلی استاد!!! به اندازه حجم جزوات برگه امتحانی جلوی رومون بود!! سوالات همه اساتید و سوالات دکتر نصیریانی هم یک طرف که از بس همه مسلط بودن روی مباحث دکتر تبدیل شده بود به زنگ تفریح!! نکته قابل توجه امتحانات ترم5 این بیسکوئیت هایی بود که مزه نون خشک میداد و حتی گاو هم نمیخورد ولی شما که از خودمونید، ما میخوردیم اونم با چه لذتی!!!!

2 – امتحان زبان امتحانی بود که بعضی اساتید به حدی آسان گرفته بودند که بعضی دانشجویان این امتحان را توهین به خود تلقی کردند و در فکر لغو امتحان داده شده بودن!!! (از بس ماشالا همه زبانشون فوله!!!!)

3 – امتحان حاج آقا فهیم نیا تقریبا یک امتحان بی حرف و حدیث بود و فقط از اون امتحان بیسکوئیت خوردنه یادمون مونده!!!!!!!!

4 – امتحان کودکان که یک امتحان سخت پیش بینی شده بود یک امتحان کمی تا قسمتی آسان از آب در میومد اگه استاد دهقانی میگذاشتند که نگذاشتند!!!! (خدا خیر بهشون عنایت فرماید!!!!!)

5 – امتحان حاج آقا یاوری مثل همیشه جذابیت های خاص خودش رو داشت! حفظ کردن احادیث مهمترین دغدغه همه بود حتی مهمتر از خود درس اندیشه!! آغای حاج حسین همه احادیث رو بیخیال شده بود و حدیث الدنیا دنیا رو حفظ کرده بود و آغای بذرافشان صرفا جهتی که این حدیث معتبر از ذهن دانشجویان بیرون نرود اقدام به پخش آهنگ دنیا دنیای بندری کرد!!! وقتی نمره های معارف اومد خیلیا در حق حاج آقا و خانواده دعا کردن چون با این نحوه نمره دادن پای نمره20 هم به کارنامه دانشجویان باز شد!!!

6 – از اونجایی که این ترم خیلی اسلامی شده بودیم این امتحان آخری تقریبا هیچ کس حوصله ی فرهنگ اسلامی نداشت ولی به هرحال دادیم دیگه امتحان رو!!! بعد از مدت ها بعد امتحان دوباره فکرها به سمت نمودار رفت تا شاید بکمک نمودار بشه امتحان دکتر حسینی سخت چپی رو پاس کرد!!!!

بخش دوم:

1 – شروع ترم6 با دانشجویان همیشه پایه ی هفته اول کلاسها شروع شد! کلاس داخلی و استاد خدایاریان نوید این رو به همه داد که این ترم بدبختید!! همچنین استاد مژده دادن که این ترم هم جلساتی رو در خدمت استاد نصیریانی هستیم و ازشون بهره میبریم!!! (خداییش در همه زمینه ها میشه از استاد نصیریانی بهره برد به جز کلاسشون!!!!!)

2 – کلاس دوم هفته کلاس استاد دهقانی بود با پرستاری ویژه که بازهم بوی بدبخت شدن رو میداد!! جالب بود که استاد هرچی میفرمودن فکر میکردن برای دانشجوها دوره است در حالیکه چشم های لک شده و انگشت های به دهان مانده و کله های در حال خاریده شدن و خنده های زیر پوستی اصلا چنین چیزی رو نشون نمیداد!!!

3 – کلاس سوم کلاس مدیریت استاد خدایاریان... البته از اونجا که ما تو کلاس از قدیم تا حالا پرتا مدیر داشتیم پیش بینی این است که درس مدیریت برای ورودی 90ها درس آسانی باشه از جمله تجربه مدیریت کلاس آقای حامد زارع و خانم بایسته و نماینده فعلی، مدیریت تغذیه خانم مندگاری، مدیریت بحران آغای جواد زارع در جریان پاره شدن لیست، مدیریت لبخند ملیح خانم ملاحسینی البته از نوع صدادارش، مدیریت رست کلاسی خانم صادقی و مهروکیلی، مدیریت هفته نامه اسبق و...!!!!

4 – روز سه شنبه بارش برف در کویر یزد همه را غافلگیر کرده و همه شب را به صبح رساندن در حالیکه بخاری و پتو به بغل گرفته بودن! آقای نماینده هم مدیریت بحران به خرج داد و به صورت خودجوش کلاسها رو تعطیل کرد!!

5 – صبح 4شنبه دیگه عشق کلاس هرکه رو از هرجا به دانشگاه کلاس کشانده بود که یخ زدگی رو میشد با قرمزی دماغ خانم مندگاری و گوش های آغای جواد زارع و جاهای دیگر بچه های دیگر و خانم امامی که پوشش قطبی زده بود و با سورتمه از میبد اومده بود دید!!!!!

6 – کلاس منابع اسلامی هم تشکیل شد که استاد رحیمی تهدید کردن که به ازای هر غیبت نیم نمره کم میکنن که این نمیتونه برای کلاس ما کارساز باشه آخه هیچ کس تو کلاس ما اهل غیبت کلاسی نیست!!! (کلا هر کاری که تو کلاس انجام بشه یا نشه 2 نمره کم میشه!) آغای توکلیان هم که تازه از طبس خشک به یزد برفی و پرآب و سرسبز به عبارتی به شمال رسیده بود تو برف گیرکرده بود که حاج حسین به کمکش رسیده بود!!!!

7 – کلاس آخر هفته اول کلاس دکتر جوادی بود که سوژه هفته بود........

الف) نکته اول این بود که استاد اهل کجا هستند؟ لرستان؟ کرمان؟ اصفهان؟ آذربایجان؟ اصلا اهل ایران هستند؟!!!!!!!!!!!! نظریات زیادی است ولی بنظر دکتر حاج حسین رشکوییه استاد دارای مادری کرمانی و پدری ترک تبار هستن!! به هر حال کشف استاد پروژه ای شد که دانشمندان تا آخر ترم به این مهم دست خواهند یافت!!

ب) بحث تا جایی رسید که نام از لرهای دلیر به میان آمد و آغای حاج حسین برای ماست مالی سوتی آغای تحیتی دست به کار شد که استاد فرمودن اگه میخوای با خونگرمی لرها آشنا بشی حتما یک زن لر بگیر!!! (ما میترسیم که حاج حسین یک زن لر بگیره، بعد اون زنه لر با خونگرمی حاج حسین آشنا بشه!!! بماند!!!)

ج) پیشنهاد زن لر به آغای حامد زارع هم داده شد ولی ایشان به ترس از چشم خوره های سرکار خانم امینی پیشنهاد استاد رو رد کردن!!! (این زن لر رو یکی باید بگیره انگار چاره ای نیست!!!)

د) در طی کلاس خبری داغ داغ با چنین محتوایی از زبان آقای حامد شنیده شد: آغای حـــــــــاج حسین و جّـــــــــــــــواد زارع به زودی زود و حتی شاید تا عید نوروز ازدواج میکنند!!! (ببینیم و تعریف کنیم حاج حسین!! ببینیم و تعریف کنیم جوادآغا!!! ما برای شما آرزوی موفقیت داریم!!!!!!!!!!!)

سخن هفته از استاد رحیمی:

یزد دارای سه فصل است: تابستون و زمستون و خاکستون!!!

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب................

 





نوع مطلب : هفته نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 بهمن 1392 :: نویسنده : حافظ حاجی حسینی
نظرات ()
جمعه 17 آذر 1396 13:19
Heya i'm for the primary time here. I came across this board and I find It really helpful & it helped me out much.

I am hoping to offer one thing again and help others such as you helped me.
پنجشنبه 23 شهریور 1396 21:26
Hello, I think your blog might be having browser compatibility issues.
When I look at your website in Safari, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it
has some overlapping. I just wanted to give you a quick heads up!
Other then that, great blog!
دوشنبه 13 شهریور 1396 02:03
Hey There. I found your weblog the use of msn. This is an extremely smartly written article.
I'll be sure to bookmark it and come back to learn more of your useful info.
Thanks for the post. I'll certainly comeback.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 15:24
After I initially left a comment I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and now each time a comment is added I get four emails with the exact
same comment. Perhaps there is an easy method you are able to remove me from
that service? Thanks a lot!
سه شنبه 22 بهمن 1392 23:47
قابل توجه همه که دکتر جوادی شیرازی می باشد.... اینو استاد فرنیا گفته..
یکشنبه 20 بهمن 1392 18:38
سلام
انتقاد رک سرکار خانم بایسته رو دیدم گفتم بگم که یه نویسنده هر چی تو ذهنشه مینویسه و منتقدانی از جمله شما خوبه که آستینی بالا بزنند و بنویسند و کمک کنن به نویسنده!!! اینم از تجارب قبلی!!! استاد رو هم کشف کردیم ایشالا اگه آغای نماینده بازم خواست گاهنامه بذاره با ذکر انواع شماره شناسنامه کل اقوام ذکر خواهیم کرد!!!!!
موفق باشید
شنبه 19 بهمن 1392 16:37
برای شروع بد نبودآقای نماینده.ولی هنوز خیلی مونده تا به هفته نامه های ترم دو برسه!!!
بعضی جمله ها آروم و بدون جذابیت. بعضی هاش جالب وجذاب وبعضی هاش تندوتو ذوق زن!!!!(من منتقد رکی ام!!!)
در هرحال ممنون.بدک نبود...
جمعه 18 بهمن 1392 16:18
راسی ما دوتا از بچه ها کلاسمون از یزد اومدن انتقالی گرفتن.یکیشون دوست خودمه همش از شما یزدیا و کلا جو کلاستون تعریف میکنه
جمعه 18 بهمن 1392 16:16
سلااااااااامبچه ها و ایشالا همکاران خودم در آینده.
جدا شماها ترمتون شروع شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟باورتون میشه ما فردا که شنبه باشه ینی 19 اخرین امتحانمونه تازشم کودکان داریم!!!!!!
شروع کاراموزی هامونم از شنبه هفته بعدشه!!!!کلا فاصله بین دوترممون 6 روزه!!!!!!
حافظ حاجی حسینیسلام دوست عزیز

وقتی نماینده تون بی لیاقت باشه همین میشه دیگه... !!!!
جمعه 18 بهمن 1392 15:52
سلام...
جالب بود!!!!
سنگ کاغذ قیچی بیارید ببینید ب کی میفته!!!
راسی اگ میشه وبلاگ زود ب زود آپدیت بشه...مخصوصا اسلایدا!!!
ممنون...
جمعه 18 بهمن 1392 11:32
بعله!!!!

سلام و صد صلوات بر دوستان!!!

الهی که خیر نبینین که کلاس فوریت تشکیل دادین!!!!

بعله بعضی ها قول داده بودن که تا ترم 6 ....بعله
فقط ماهم دعوت کنین که شاهد باشیم!!


التماس دعا!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر